بی شک اغلب مردم استان بوشهر نام تعزیه دهدارون را شنیده اند، اما بسیاری ـ حتی خود ما ـ نمی دانیم به چه جهت تعزیه دهدارون مشهور شده و حتی به صورت کنایه درآمده است. روایت های چندی در باره رخدادهایی طنز در مراسم تعزیه دهدارون گفته شده که اگر چه مدارکی دال بر صحت و سقم آنها نیست،دلیلی برای رد آنها نیز وجود ندارد. به استناد < تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها> ما نیز بر آن باوریم که حتما ماجرایی بوده و شاید نه بدین گونه که امروزه می گویند: ۱ـ عده ای بر این باورند که در سالهای دور، ضمن برگزاری مراسم تعزیه، هنگامی که شمر قصد کشتن امام حسین را داشته، یکی از تماشا کنندگان ساده و بی ریای تعزیه که از دیدن آن صحنه بسیار به خشم آمده بود، با گفتن این جمله که: <ای شمر آن موقع که امام حسین را کشتی، من نبودم> تفنگ خود را درآورده و بازیگر نقش شمر را هدف می گیرد و می کشد. ۲ـ عده ای نیز داستان دیگری را دلیل مشهور شدن تعزیه دهدارون می دانند، می گویند: در یکی از روزهای برگزاری تعزیه به جای کودکی که در گهواره بخوابانند تا نقش طفل شیر خوار را داشته باشد، گربه ای را درون گهواره (مختک) قرار می دهند و در حین برگزاری گربه از گهواره فرار می کند و بازیگران تعزیه با خواندن این بیت شعر به دنبال آن می دوند:
قربون موی سیاهت/ برگرد به خیمه گاهت.
حالا، تا دلت می خوا بره دهدارون تعزیه درا.