گل بی منت بارون

اینم عکس امسال "گل بی منت بارون"
جهت دریافت اطلاعات بیشتر درباره این گل به بایگانی آبان 89 و 90در همین وبلاگ بروید.
عکس: قاسم بردخونی

اینم عکس امسال "گل بی منت بارون"
جهت دریافت اطلاعات بیشتر درباره این گل به بایگانی آبان 89 و 90در همین وبلاگ بروید.
عکس: قاسم بردخونی
عاشورای امسال نیز چون سالهای گذشته در کنار مرقد آقا شاه حیدر برگزار شد.بعد از ظهر عاشورا ـ پنجشنبه 23 آبان ـ ساعت 2 صدای طبل و دمام و سنج مردم را به طرف محل برگزاری مراسم کشاند.نوحه خوانان می خواندند و مردان بر سینه های خود می زدند. جمعیت مشتاق و سوگوار زنان و مردان نیز نظاره گر بودند. وقتی این شور به اوج خود رسیده بود بغض آسمان هم ترکید و اشک از چشمان ابر جاری شد. باران می بارید و نوحه خوان همچنان می خواند و دستها بر سینه ها کوبیده می شد. من بی اختیار این بیت را زمزمه می کردم؛

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر چون شیشه عطری که درش گم شده باشد1
1.بیت پایانی غزلی از سعید بیابانکی
عکس: قاسم بردخونی

این روزها دور تا دور روستا صدای وور وور تراکتورها می آید. چنان گرد و خاکی بلند می شود که بعضی وقتها خود تراکتور پیدا نیست. موقع شخم زدن (خیش) که می شود پس از آن گرمای چندین ماهه شوری دیگر در مردم و زمینها به پا می شود، یکی به فکر تهیه تخم گندم و جو است و دیگری در نوبت تراکتور.خوشبختانه این روزها وسیله زیاد شده، مثل قبل نبود که فقط یکی دو تا تراکتور در روستا بود. یادش به خیر وقتی موقع کاشت زمین می رفتیم و "حسین کرم بارنی" برای چای و استراحت کوتاهی پایین می آمد با اینکه سر و صورتش را با چفیه ای پوشانده بود اما فقط چشم هایش از زیر گرد و خاک (غر) پیدا بود و "بل بلی" می کرد. اینم به خاطره ها پیوست... قدیمی ها رفتند، ما نیز روزی قدیمی می شویم و حکایت گندم و زمین همچنان ادامه دارد تا این نکته محقق شود که؛ « دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند».
عکس: محمود قایدی.آبان 92